افزایش قیمت بنزین چگونه هزینه تامین کالاهای اساسی را بالا می‌برد؟
سفره‌ای که دوباره کوچک‌تر می‌شود

افزایش قیمت بنزین چگونه هزینه تامین کالاهای اساسی را بالا می‌برد؟

۱۷ شهریور ۱۴۰۵

افزایش قیمت بنزین در ایران از 17 شهریور 1405 برای مصرف‌کنندگان پرمصرف وارد مرحله اجرا شده است؛ تصمیمی که در نگاه نخست یک سیاست انرژی و مدیریت مصرف به نظر می‌رسد، اما پیامدهای آن می‌تواند فراتر از هزینه سوخت خودروها باشد. پرسش اصلی برای اقتصاد خانوار این است که آیا افزایش هزینه سوخت می‌تواند از مسیر حمل‌ونقل و توزیع به قیمت کالاهای اساسی منتقل شود و در نهایت قدرت خرید خانوار را کاهش دهد؟

به گزارش نماد اقتصاد، بر اساس گزارش رویترز، سهمیه نخست ۶۰ لیتر با نرخ ۱۵۰۰ تومان و سهمیه دوم ۵۰ لیتر با نرخ ۳ هزار تومان در لیتر بدون تغییر باقی مانده و مصرف بالاتر از ۱۱۰ لیتر مشمول نرخ ۱۰ هزار تومانی شده است. بنابراین، افزایش قیمت بنزین در مرحله فعلی یک افزایش یکسان برای تمام مصرف‌کنندگان نیست و شدت اثر آن به میزان مصرف، نوع فعالیت اقتصادی و وابستگی افراد و کسب‌وکارها به مصرف مازاد بر سهمیه بستگی دارد.

با این حال، اثر اقتصادی افزایش قیمت بنزین را نمی‌توان تنها با محاسبه هزینه‌ای که مستقیما به صاحب خودرو تحمیل می‌شود سنجید. در اقتصاد، قیمت یک کالا فقط از هزینه تولید آن شکل نمی‌گیرد؛ هزینه جمع‌آوری، حمل، انبارداری، توزیع، عمده‌فروشی و خرده‌فروشی نیز در شکل‌گیری قیمت نهایی نقش دارند. به همین دلیل، برای سنجش پیامد این سیاست باید مسیر انتقال هزینه از «باک خودرو» تا «سبد خرید خانوار» را بررسی کرد.

افزایش قیمت بنزین چگونه وارد زنجیره تامین می‌شود؟

مسیر انتقال اثر افزایش قیمت بنزین را می‌توان به‌صورت ساده چنین ترسیم کرد:

افزایش قیمت سوخت←افزایش هزینه حمل‌ونقل بنزینی ← افزایش هزینه جمع‌آوری و توزیع ← افزایش هزینه تامین کالا ← تغییر حاشیه سود یا قیمت فروش ←  افزایش احتمالی قیمت مصرف‌کننده

در عین حال این زنجیره الزاما در تمام کالاها با یک شدت و سرعت عمل نمی‌کند. یک توزیع‌کننده ممکن است بخشی از هزینه اضافی سوخت را از حاشیه سود خود جذب کند. کسب‌وکار دیگری ممکن است تعداد سفرها را کاهش دهد، مسیرها را کوتاه‌تر کند یا بار بیشتری را در هر سفر جابه‌جا کند. در مقابل، اگر حاشیه سود یک فعال اقتصادی پایین باشد و همزمان هزینه‌هایی مانند دستمزد، تعمیرات، قطعات و سایر نهاده‌ها افزایش پیدا کرده باشد، احتمال انتقال هزینه به قیمت نهایی بیشتر می‌شود.

بنابراین، مسئله اصلی پس از افزایش قیمت بنزین صرفا میزان افزایش نرخ سوخت نیست؛ بلکه «کشش انتقال هزینه» در هر بخش از زنجیره تامین اهمیت دارد. به بیان ساده‌تر، باید مشخص شود از هر واحد هزینه اضافی که به شبکه حمل‌ونقل تحمیل می‌شود، چه مقدار در نهایت به مصرف‌کننده منتقل خواهد شد.

چرا نمی‌توان گفت افزایش قیمت بنزین مستقیما همه کالاها را گران می‌کند؟

یکی از خطاهای رایج در تحلیل افزایش قیمت بنزین، فرض کردن یک رابطه مستقیم و یکسان میان نرخ سوخت و قیمت تمام کالاهاست. ساختار زنجیره تامین کالاها متفاوت است. برخی محصولات بارها جابه‌جا می‌شوند، برخی مستقیما از تولیدکننده به بازار می‌رسند، برخی امکان انبارش دارند و برخی به دلیل فسادپذیری باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن توزیع شوند.

برای نمونه، محصولات کشاورزی تازه، میوه و سبزیجات، گوشت، مرغ، تخم‌مرغ و محصولات لبنی از نظر نیاز به حمل سریع و مستمر حساسیت بیشتری دارند. در این بازارها، تاخیر یا افزایش هزینه جابه‌جایی می‌تواند بر هزینه نهایی اثرگذار باشد؛ هرچند اندازه این اثر باید بر اساس داده واقعی هر زنجیره تعیین شود.

در مقابل، محصولاتی مانند برنج، حبوبات، شکر، روغن و آرد معمولا قابلیت بیشتری برای انبارش و حمل عمده دارند. در نتیجه، ساختار هزینه و زمان انتقال اثر افزایش قیمت بنزین برای آنها می‌تواند متفاوت باشد.

از همین رو، نمی‌توان بدون داشتن داده‌های واقعی درباره سهم حمل‌ونقل در قیمت نهایی، تعداد سفرها، مسافت حمل، نوع سوخت و حاشیه سود فعالان زنجیره، ادعا کرد که یک کالای مشخص حتما به میزان مشخصی گران خواهد شد.

نکته کلیدی: بنزین با گازوئیل یکی نیست

در تحلیل افزایش قیمت بنزین، یکی از مهم‌ترین تمایزها مربوط به نوع وسیله نقلیه و سوخت مورد استفاده است. بخش مهمی از حمل‌ونقل سنگین و جابه‌جایی بین‌شهری کالا با وسایل نقلیه دیزلی انجام می‌شود. بنابراین، نمی‌توان اثر تغییر نرخ بنزین را به‌طور مستقیم به کل هزینه حمل‌ونقل کالاهای اساسی تعمیم داد.

این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که در بسیاری از زنجیره‌های تامین، کامیون و وسایل نقلیه سنگین نقش اصلی را در انتقال کالا میان مراکز تولید، انبارها، مراکز عمده‌فروشی و بازارهای مصرف بر عهده دارند.

آسوشیتدپرس نیز در گزارشی در سپتامبر ۲۰۲۶ درباره بازار آمریکا، افزایش قیمت گازوئیل را عاملی مهم در رشد هزینه حمل کالاهای روزمره دانسته و بر تاثیر آن بر محصولاتی از جمله مواد غذایی و محصولات کشاورزی تاکید کرده است.

بنابراین، اگر هدف، اندازه‌گیری دقیق اثر افزایش قیمت بنزین بر کالاهای اساسی ایران باشد، نخست باید سهم حمل‌ونقل بنزینی از کل عملیات لجستیکی هر کالا مشخص شود. این تمایز می‌تواند از نسبت دادن اشتباه افزایش قیمت کالاها به سیاست بنزین جلوگیری کند.

اثر مستقیم افزایش قیمت بنزین بر خانوارها

در سیاست جدید، اثر مستقیم افزایش قیمت بنزین بیشتر متوجه مصرف‌کنندگان پرمصرف است. دولت اعلام کرده است که سهمیه‌های اول و دوم بدون تغییر باقی می‌مانند و نرخ بالاتر برای مصرف مازاد بر ۱۱۰ لیتر اعمال می‌شود. همچنین مقام‌های دولتی اعلام کرده‌اند منابع حاصل از این سیاست برای حمایت از معیشت خانوارها در نظر گرفته خواهد شد. این ساختار باعث می‌شود شدت اثر مستقیم سیاست برای خانوارها یکسان نباشد.

خانواری که مصرف خود را در محدوده سهمیه‌های اول و دوم نگه می‌دارد، با افزایش نرخ برای آن بخش از مصرف مواجه نیست؛ در حالی که خانوار یا کسب‌وکاری با مصرف بالاتر، برای بخش مازاد هزینه بیشتری پرداخت خواهد کرد. از این منظر، افزایش قیمت بنزین یک اثر توزیعی نیز دارد: هرچه وابستگی اقتصادی خانوار به خودروی شخصی و مصرف بالاتر سوخت بیشتر باشد، اثر مستقیم سیاست بر بودجه آن نیز بیشتر خواهد بود.

مسئله اصلی اثر غیرمستقیم است

برای اقتصاد خانوار، ممکن است اثر غیرمستقیم افزایش قیمت بنزین اهمیت بیشتری از هزینه مستقیم سوخت داشته باشد. فرض کنیم یک واحد توزیع شهری بخشی از عملیات خود را با خودروهای بنزینی انجام می‌دهد. افزایش هزینه سوخت می‌تواند هزینه هر سفر را بالا ببرد. اگر این افزایش هزینه توسط توزیع‌کننده جذب نشود، ممکن است در قیمت خدمات توزیع یا قیمت کالا منعکس شود. در مرحله بعد، عمده‌فروش با هزینه تامین بیشتری مواجه می‌شود و همین روند می‌تواند به خرده‌فروش منتقل شود، اما در هیچ‌یک از این مراحل انتقال هزینه قطعی نیست.

فعالان اقتصادی می‌توانند بخشی از هزینه را جذب، عملیات خود را بهینه یا قیمت را افزایش دهند. بنابراین، اثر افزایش قیمت بنزین به رفتار بنگاه‌ها و ساختار رقابت در بازار نیز وابسته است.

چرا شرایط فعلی اقتصاد ایران اهمیت دارد؟

افزایش قیمت بنزین در اقتصادی اتفاق افتاده که پیش از این نیز با فشار تورمی، کاهش قدرت خرید و مشکلات سمت عرضه مواجه بوده است. بانک جهانی در ارزیابی خود از اقتصاد ایران، بر فشار ناشی از تورم، کاهش درآمدهای واقعی و ریسک افزایش فقر در نتیجه تورم مواد غذایی و اختلال در واردات کالاهای ضروری تاکید کرده است.

آسوشیتدپرس نیز در گزارش اخیر خود از ایران، به فشار شدید اقتصادی بر خانوارها، کاهش ارزش پول و دشوارتر شدن تامین کالاهای ضروری اشاره کرده است. این زمینه اقتصادی اهمیت افزایش قیمت بنزین را بیشتر می‌کند.

اگر یک هزینه جدید در اقتصادی با تورم پایین ایجاد شود، بنگاه‌ها ممکن است توان بیشتری برای جذب آن داشته باشند، اما وقتی هزینه‌های متعدد همزمان افزایش یافته و حاشیه سود بسیاری از فعالان اقتصادی تحت فشار قرار گرفته باشد، ظرفیت جذب یک هزینه جدید کاهش پیدا می‌کند.

در چنین شرایطی، حتی یک شوک هزینه‌ای محدود می‌تواند در صورت همراه شدن با سایر فشارها، اثر بزرگ‌تری بر رفتار قیمت‌گذاری داشته باشد.

کانال مهم دیگر؛ انتظارات تورمی

تمام آثار افزایش قیمت بنزین الزاما از مسیر هزینه واقعی سوخت عبور نمی‌کند. یک کانال مهم دیگر، انتظارات تورمی است.

وقتی قیمت یک نهاده یا هزینه مهم تغییر می‌کند، فعالان اقتصادی ممکن است انتظار داشته باشند سایر هزینه‌های آن‌ها نیز در آینده افزایش پیدا کند. در این شرایط، قیمت‌گذاری می‌تواند فقط بر اساس هزینه فعلی انجام نشود و بخشی از ریسک هزینه‌های آینده نیز وارد تصمیم بنگاه شود. بانک جهانی نیز در ارزیابی اقتصاد ایران، افزایش انتظارات تورمی و کاهش ارزش پول را در زمره عوامل فشار بر تورم قرار داده است.

بنابراین، اثر افزایش قیمت بنزین ممکن است از هزینه واقعی حمل‌ونقل فراتر برود و در صورت تشدید انتظارات تورمی، بر رفتار قیمت‌گذاری در بخش‌های مختلف اقتصاد اثر بگذارد. البته این به معنای آن نیست که هر افزایش قیمت کالا را باید به بنزین نسبت داد؛ بلکه باید میان «اثر واقعی هزینه» و «اثر انتظاری» تفاوت قائل شد.

کدام کالاها در معرض حساسیت بیشتری قرار دارند؟

از منظر ساختار زنجیره تامین، کالاهای فسادپذیر معمولا حساسیت بیشتری به هزینه و سرعت حمل دارند. میوه و سبزیجات، محصولات لبنی، گوشت، مرغ و تخم‌مرغ به دلیل ضرورت جابه‌جایی مستمر و محدودیت زمانی، در معرض فشارهای لجستیکی قرار دارند، اما این به معنای پیش‌بینی قطعی افزایش قیمت آن‌ها در نتیجه افزایش قیمت بنزین نیست.

برای مثال، اگر بخش عمده حمل یک محصول با کامیون دیزلی انجام شود، تغییر نرخ بنزین ممکن است اثر مستقیم محدودی بر هزینه اصلی حمل آن داشته باشد. در چنین شرایطی، عوامل دیگری مانند قیمت گازوئیل، دستمزد، هزینه خوراک دام، نهاده‌های تولید، نرخ ارز، بسته‌بندی و شرایط عرضه می‌توانند اهمیت بیشتری داشته باشند.

در گروه کالاهای ماندگارتر مانند برنج، حبوبات، روغن و شکر نیز سهم هزینه حمل در قیمت نهایی باید جداگانه محاسبه شود. بنابراین، پاسخ دقیق به سوال «کدام کالا زودتر گران می‌شود؟» بدون تحلیل زنجیره تامین همان کالا ممکن نیست.

یک شاخص مهم که بازار به آن نیاز دارد

پس از افزایش قیمت بنزین، به جای تمرکز صرف بر قیمت پمپ‌بنزین، باید یک شاخص جدید برای سنجش فشار لجستیکی بر کالاهای اساسی ایجاد شود. این شاخص می‌تواند بر چهار متغیر اصلی متمرکز باشد.

سهم حمل‌ونقل در قیمت نهایی کالا × سهم بنزین از هزینه حمل × تعداد دفعات جابه‌جایی × امکان انتقال هزینه به مصرف‌کننده

هرچه این چهار عامل در یک محصول بیشتر باشد، حساسیت آن محصول به شوک هزینه‌ای حمل‌ونقل نیز می‌تواند بیشتر باشد.

البته این فرمول یک چارچوب تحلیلی است و نه یک ضریب آماری آماده. برای تبدیل آن به شاخص واقعی، باید اطلاعات میدانی و حسابداری زنجیره تامین هر کالا جمع‌آوری شود.

این همان جایی است که یک خلا مهم اطلاعاتی وجود دارد: هنوز برای مصرف‌کننده مشخص نیست که افزایش هزینه سوخت دقیقا با چه ضریبی به قیمت هر واحد از کالاهای اساسی منتقل می‌شود.

سوال اصلی باید از «گرانی» به «ضریب انتقال» تغییر کند

از نظر سیاست‌گذاری، مهم‌ترین پرسش درباره افزایش قیمت بنزین این نیست که «آیا قیمت کالاها افزایش خواهد یافت؟»

سؤال دقیق‌تر این است:

به ازای هر واحد افزایش هزینه حمل‌ونقل، چه مقدار از هزینه به قیمت نهایی کالا منتقل می‌شود و این انتقال با چه وقفه زمانی اتفاق می‌افتد؟ برای پاسخ به این پرسش باید حداقل چند متغیر به‌صورت مستمر رصد شود:

سهم حمل‌ونقل از قیمت نهایی هر کالا؛

نوع سوخت مورد استفاده در حمل؛

تعداد دفعات جابه‌جایی کالا؛

مسافت میان تولیدکننده و بازار؛

میزان وابستگی توزیع شهری به خودروهای بنزینی؛

حاشیه سود تولیدکننده، عمده‌فروش و خرده‌فروش؛

میزان رقابت در بازار؛

تغییر هزینه‌های دستمزد و نگهداری ناوگان؛

نرخ ارز و هزینه نهاده‌های وارداتی؛

و تغییر انتظارات تورمی.

بدون چنین داده‌ای، اعلام یک درصد مشخص برای اثر افزایش قیمت بنزین بر قیمت مرغ، شیر، میوه، برنج یا سایر کالاهای اساسی، از نظر تحلیلی قابل دفاع نیست.

سه سناریو برای بازار کالاهای اساسی

سناریوی اول؛ جذب بخش عمده هزینه

در این سناریو، توزیع‌کنندگان و فروشندگان بخشی از هزینه اضافی افزایش قیمت بنزین را از حاشیه سود خود جذب می‌کنند. کاهش سفرهای غیرضروری، ترکیب بهتر بار و بهینه‌سازی مسیر نیز می‌تواند مانع انتقال کامل هزینه به مصرف‌کننده شود. در این حالت، اثر مستقیم بر قیمت کالاها محدود خواهد بود.

سناریوی دوم؛ انتقال بخشی از هزینه

اگر هزینه سوخت با افزایش سایر هزینه‌های عملیاتی همراه شود، بنگاه‌ها ممکن است بخشی از هزینه اضافی را به قیمت فروش منتقل کنند. در این وضعیت، افزایش قیمت بنزین به یکی از چند عامل موثر بر قیمت کالا تبدیل می‌شود، نه لزوما عامل اصلی آن.

سناریوی سوم؛ تشدید فشار تورمی

ریسک اصلی زمانی شکل می‌گیرد که افزایش قیمت بنزین با کاهش ارزش پول، اختلال در عرضه، افزایش هزینه تولید، رشد دستمزدها و تشدید انتظارات تورمی همزمان شود. در این حالت، اثر سیاست سوخت می‌تواند از یک افزایش هزینه محدود در حمل‌ونقل به یک عامل تشدیدکننده فشارهای تورمی تبدیل شود.

در چنین شرایطی، حتی اگر سهم مستقیم بنزین از قیمت نهایی یک کالا پایین باشد، اثر کلی آن بر رفتار قیمت‌گذاری می‌تواند بیشتر شود.

چه خانوارهایی بیشتر تحت فشار قرار می‌گیرند؟

اثر افزایش قیمت بنزین بر خانوارها را باید در دو سطح بررسی کرد. سطح نخست، هزینه مستقیم رفت‌وآمد است. خانوارهای وابسته به خودروی شخصی و دارای مصرف بالاتر، در این بخش آسیب‌پذیرترند.

سطح دوم، هزینه غیرمستقیم کالاهاست. خانواری که خودرو ندارد ممکن است از افزایش مستقیم هزینه بنزین کمتر آسیب ببیند، اما اگر هزینه توزیع به قیمت مواد غذایی منتقل شود، همچنان از مسیر کاهش قدرت خرید تحت فشار قرار می‌گیرد. در نتیجه، افزایش قیمت بنزین می‌تواند آثار توزیعی متفاوتی ایجاد کند.

ممکن است خانوار دارای خودروی شخصی هزینه مستقیم بیشتری بپردازد، در حالی که خانوار کم‌درآمد فاقد خودرو بخش بیشتری از درآمد خود را برای خرید کالاهای ضروری اختصاص دهد و از مسیر تورم مواد غذایی آسیب بیشتری ببیند. این تفاوت برای سیاست‌گذار اهمیت زیادی دارد، زیرا حمایت از خانوارها نباید صرفا بر اساس مالکیت خودرو طراحی شود.

سیاست‌گذار باید چه چیزی را کنترل کند؟

اگر هدف، جلوگیری از انتقال شدید افزایش قیمت بنزین به قیمت کالاهای ضروری باشد، کنترل دستوری قیمت کالا به‌تنهایی کافی نیست. سیاست‌گذار باید زنجیره هزینه را رصد کند.

یکی از اقدامات مهم می‌تواند ایجاد سامانه پایش هزینه حمل کالاهای اساسی باشد؛ به‌گونه‌ای که تغییرات هزینه حمل برای هر گروه کالایی جداگانه ثبت و با قیمت عمده‌فروشی و خرده‌فروشی مقایسه شود. در کنار آن، حمایت هدفمند از خانوارهای آسیب‌پذیر و تقویت حمل‌ونقل عمومی می‌تواند بخشی از فشار مستقیم را کاهش دهد.

در عین حال یک نکته دیگر نیز اهمیت دارد: سیاست بنزین و سیاست گازوئیل باید جداگانه تحلیل شوند. اگر بخش عمده حمل کالاهای اساسی با گازوئیل انجام می‌شود، نمی‌توان با تمرکز صرف بر افزایش قیمت بنزین درباره کل هزینه لجستیک کشور قضاوت کرد.

شوک بنزین چه زمانی به سفره می‌رسد؟

افزایش قیمت بنزین به‌خودی‌خود به معنای افزایش یکسان قیمت همه کالاهای اساسی نیست. اثر واقعی آن به ساختار حمل‌ونقل، نوع سوخت، تعداد جابه‌جایی‌ها، مسافت، حاشیه سود و شرایط عمومی اقتصاد بستگی دارد. در کوتاه‌مدت، اثر مستقیم سیاست جدید بیشتر متوجه مصرف‌کنندگان پرمصرف خواهد بود، زیرا نرخ بالاتر برای مصرف بیش از ۱۱۰ لیتر اعمال می‌شود.

با این وجود نگرانی اصلی برای اقتصاد خانوار، کانال غیرمستقیم است: افزایش قیمت بنزین می‌تواند در بخش‌هایی از شبکه توزیع که به حمل‌ونقل بنزینی وابسته‌اند، هزینه عملیاتی را افزایش دهد؛ این هزینه ممکن است بخشی در زنجیره جذب و بخشی به قیمت نهایی منتقل شود.

در عین حال، نباید فراموش کرد که بخش مهمی از حمل‌ونقل سنگین وابسته به گازوئیل است. بنابراین، برای سنجش اثر واقعی سیاست سوخت بر قیمت کالاهای اساسی، باید سهم بنزین و گازوئیل در هر زنجیره به‌صورت جداگانه محاسبه شود.

از سوی دیگر، اقتصاد ایران در شرایطی قرار دارد که تورم، کاهش قدرت خرید و فشار بر هزینه تامین کالاهای ضروری از قبل وجود داشته است. بانک جهانی نیز بر فشار تورمی، کاهش درآمد واقعی و ریسک‌های مرتبط با امنیت غذایی و واردات کالاهای ضروری تاکید کرده است.

بنابراین، مسئله اصلی افزایش قیمت بنزین فقط قیمت سوخت در جایگاه نیست؛ مسئله اصلی این است که این تغییر قیمت در یک اقتصاد تورمی چگونه در رفتار خانوار، بنگاه، توزیع‌کننده و فروشنده منعکس می‌شود. در نهایت، پاسخ دقیق به این سؤال که افزایش قیمت بنزین چقدر سفره خانوار را کوچک می‌کند، نه در نرخ جدید سوخت، بلکه در «ضریب انتقال هزینه» و «مدت‌زمان انتقال آن» نهفته است.

این دو شاخص، یعنی چه مقدار از هزینه جدید سوخت به قیمت کالا منتقل می‌شود و چند روز یا چند هفته طول می‌کشد تا این انتقال رخ دهد، باید به مهم‌ترین داده‌های مورد توجه سیاست‌گذار، فعالان بازار و رسانه‌های اقتصادی تبدیل شوند.

زیرا ممکن است شوک اولیه افزایش قیمت بنزین محدود باشد، اما اگر این شوک با تورم، کاهش ارزش پول، افزایش هزینه تولید و اختلال در عرضه همزمان شود، اثر نهایی آن بر قدرت خرید خانوار می‌تواند بسیار فراتر از هزینه‌ای باشد که در نخستین مرحله روی قبض یا هزینه سوخت خودرو دیده می‌شود.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=72517
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه